در خصوص علی‌الطاهر، ما روایت دشمن را مبنا قرار نمی‌دهیم و منتظر روایت و بیانیه رسمی مقاومت می‌مانیم؛ چه علی‌الطاهر همچنان ایستاده باشد، چه ـ خدای ناکرده ـ سقوط کرده باشد و مدافعانش تا آخرین نفر به شهادت رسیده باشند.

 

اما فرض کنیم علی‌الطاهر سقوط کرده است.

آن‌وقت چند سوال وجود دارد: مسئولیت این روز با چه کسانی است؟

 

چه کسانی مدعی بودند به خاطر علی‌الطاهر پای میز مذاکره رفته‌اند؟

 

چه کسانی گفتند تفاهمشان دست دشمن را بسته و پیشروی او را متوقف کرده است؟

 

چه کسانی منتقدانی را که از همان ابتدا نسبت به رسیدن چنین روزی هشدار می‌دادند، تخریب و ساکت کردند؟

 

چه کسانی بدون شناخت میدان، با چند متن تولیدشده با هوش مصنوعی برای دیگران نسخه پیچیدند و هر نقدی را با تهمت و لجن‌پراکنی پاسخ دادند؟

 

چه کسانی «شیخ مقاومت» را خرج رؤیاهای خام و محاسبات سیاسی خود کردند؟

 

و چه کسانی از «خون دل» فروشی کردند، بی‌آنکه بفهمند این سنگر حاصل چه خون‌دل‌هایی بود؟

 

خون دل آقای شهید؛

خون دل حاج قاسم؛

خون دل سید حسن؛

و خون صدها فرمانده و رزمنده‌ای که برای حفظ این جغرافیا، عمر و جانشان را گذاشتند.

 

اگر علی‌الطاهر ایستاده باشد، باید خدا را شکر کرد و دست مدافعانش را بوسید.

 

اما اگر سقوط کرده باشد، پیش از هر مرثیه‌ای باید پرسید:

چه کسانی باید پاسخگوی تصمیم‌ها، تحلیل‌ها، وعده‌ها و سکوت‌هایی باشند که ما را به این نقطه رساند؟

 

البته برای بعضی‌ها اساساً فرقی نمی‌کند؛

اما برای کسانی که می‌دانند علی‌الطاهر فقط نام یک تپه نیست، فرق می‌کند. خیلی هم فرق می‌کند.

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *