برساد، دکتر رهام نوشیروانی، مهندس رامتین هوشنگی – بیگمان در نگاه ظاهری و شتابزده بر سرودههای گاتاها، در می یابیم که در هیچ کجای این سروده های مانتره، اشاره ای آشکار و یا روشن به واژه زیست بوم و یا در چم و معنای امروزی آن (محیط زیست) بکار نرفته است، اما با نگاهی ژرف و بنیادین بر درون مایه این سروده های اندیشه برانگیز به روشنی در می یابیم، انسان، جانوران، آب، زمین و دیگر آفریدگان در سامانه ای اخلاقی و کیهانی قرار گرفته که کانون و بنیاد آن بر اساس اشه، اندیشه نیک و آبادانی جهان و بر تار و پودی از مفاهیم درهم تنیده استوار است و بر پایه همین دیدگاه است که در آن ریشههایی رهنمونگر در خویشکاری نسبت به پاسداری از جهان زنده را ناظر هستیم، از این رو، سرودههای گاتاها را باید با نگاهی ژرف نگریست، زیرا در پس واژگان ساده و استوار آن، لایه هایی بی شمار از خرد، راستی و شناخت هستی نهفته است.
در کاوش سرودهای گاتایی و در پی هم راستایی و هم سویی با گزارش ها و نوشتارهای پهلوی و اوستایی در یسنا هات ۲۹، بند ۱ – هات ۲۹، بند ۲ ناظر چیدمانی مفهومی در پرهیز از خشونت انسانی به آفریدگان زنده و جایگزین بی نظمی و دور شدن از اشه، در برابر رفتار درست، نظم و آبادانی جهان قرار گرفتهایم و در راستای آن در یسنا هات ۲۹، بند ۶ و همتای آن در یسنا هات ۳۴، بند ۳ با خویشکاری انسان در برابر جهان در راستای به کمال رسانیدن آفریدگان اورمزد مواجهایم.
اوج این شکوه نوشتاری را می توان در یسنا هات های ۴۸، بند های ۵ و ۶ و نیز یسنا هات ۴۴، در بند های ۳، ۴ و ۵ آن ناظر بود. از این جهت است که در اندیشه گاتایی، فرهیختگی اخلاقی انسان از چگونگی گیتی و دیگر آفریدگان جدا نیست.
زیبنده است، هوشیار باشیم که این زیست بوم، تنها یک میراث برای بهره برداری نیست چون بخشی از آفرینش و نظم اشه است. آموزه های گاتایی به ما می آموزد که با اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک جهان را آبادتر از آنچه یافته ایم به آیندگان بسپاریم، پاسداشت آب، خاک، گیاه و جانوران جلوهای از ارج گذاری به زندگی است، زیرا آن کس که به آبادانی جهان می اندیشد، در مسیر اشه گام بر می دارد.
شاید گمان کنیم که امشاسپندان مفاهیمی وابسته به هزاران سال پیش اند و دیگر پیوستگی با زندگی روزمره ما ندارند، اما اگر نگاهی به گرداگرد و پیرامون خود بیندازیم به روشنی در میبابیم، جهانی که در آن دروغ زیاد شده هنوز به اردیبهشت نیاز دارد، جهانی که قدرت را بدون پایبندی بکار می برد، هنوز به شهریور و جهانی که جهان زیست را بهره وری نموده و زمین را فراموش ساخته به سپندارمذ نیاز مند است، جهانی که آب را بی اندازه هزینه می کند، هنوز به خرداد همبسته و جهانی که زیستبوم را نابود میسازد و گیاهان را، تنها داشتههای مادی میبیند، هنوز به امرداد نیازمند است و در پایان انسانی که پیش از سخن گفتن و کردار ورزیدن، نیازمند اندیشهای پاک است، هنوز نیازمند وهمن است.
شاید شالوده پیام بنیادین امشاسپندان نیز بر همین پایه باشد که، جهان خوب از انسان خوب آغاز می شود و انسان خوب کسی است که میان اندیشه، رفتار و زیستبوم دیواری نکشد.
«امشاسپندان، اساسنامه ای که با جوهر نوشته نشد»
اگر بخواهیم برای پاسداری از زمین، آب، گیاه و جانوران یک اساسنامه بنویسیم شاید ناچار باشیم دهها بند و ماده برای آن بیاوریم اما پیشینیان ما برای بیان نمودن پیوند انسان با جهان پیرامون راهی دیگر داشتند، آنان بسیاری از ارزش های بنیادین زندگی را در چهره های مینوی و نمادین به نام امشاسپندان بازتاب دادند از این رو اگر به زبان امروز سخن بگویم می توان امشاسپندان را یکی از کهن ترین چهارچوب های اندیشه ایرانیان برای اخلاق زیستی و پاسداری از زیست بوم بشمار آورد.
شش نگهبان و شش نشانه
نگهبان اول:
امشاسپند وهمن، منش نیک(اندیشه نیک) ارج گذاری به جانوران و نخوردن گوشت در روز نبر.
ارج گذاری به سگها که دشمن دیوان و انسانهای دروغگو و سگ آبی که نماینده آناهیتاست و ارج گذاری به خروس بهویژه خروس سفید که نماینده سروش و دشمن دیو بوشاسب(دیو خواب) است.
نگهبان دوم:
امشاسپند اردیبهشت(بهترین راستی و هنجار)، آلوده نکردن آتش و نسوزاندن زبالهها و ارج گذاری به نور و انرژی و روشنایی است.
نگهبان سوم:
امشاسپند شهریور: نگاهداری از فلزات و جلوگیری از زنگ زدن آنها و نگهداری و ارج گذاری به آسمان که آن را از جنس فلز می دانستند و ارج گذاری به خورشید که شهریار آسمان است.
نگهبان چهارم:
امشاسپند اسفند(سپندارمئیتی) ارج گذاری به زمین آلوده نساختن خاک و زمین و ارج گذاری به مهر بانوان.
نگهبان پنجم:
امشاسپند خرداد ارج گذاری به همه آبها، اقیانوسها، دریاها، رودها و چشمه ها و نیز ارج گذاری به ایزد آب و ستایش آن و پرهیز از آلودگی آنها
نگهبان ششم:
امشاسپند امرداد ارج گذاری به درختان و گیاهان نشکستن و نبریدن آنها و پاسداشت جنگل، گسترش و کشت گیاهان دارویی، گسترش کشاورزی و ستایش و سپاسداری از کشاورزان که دشمن دیو آزمندی و فزون خواهی(گرسنگی) هستند.
پیوند این شش نگهبان، نگاره ای شگفت از نگرش آیینی دین بهی بر زیست بوم پدیدار می نماید
آتش را پاک، توانایی را برای آبادانی، زمین را ارج، آب را پاکیزه و گیاه و زندگی را پاس بدار.
این نگهبانان نمادین، برداشت ها و نشانه وارههایی از پیوند امشاسپندان با جهان زیست اند و اگر امروز از اخلاق زیست بومی (محیط زیستی) سخن به میان می آوریم، می توان با نگاهی به این میراث کهن دریابیم که در فرهنگ ایرانی، اندیشه پاسداری از جهان زیست، ریشه های بسیار دیرینه و جدایی ناپذیر با فرهنگ ما ایرانیان بهی داشته است.
