محمدامین سالاری؛ خبرنگار پارلمانی، همزمان با اعلام موجودیت «مجمع نمایندگان ملت مبعوث» در مجلس، در یادداشتی به بررسی ابعاد این تشکل پرداخت: تشکیل «مجمع نمایندگان ملت مبعوث» در مجلس دوازدهم، صرفاً یک اتفاق تشکیلاتی درون پارلمان نیست و به دلیل عنوان، مبانی و اصولی که این مجمع برای خود تعریف کرده، شایسته تأمل و بررسی جدی است.

نخستین نکته، میزان همراهی نمایندگان با این مجمع است. در نخستین مجمع عمومی، ۱۲۳ نماینده حضور داشته‌اند؛ یعنی همچنان بخش قابل توجهی از نمایندگان مجلس در این تشکل حضور ندارند. این مسئله به خودی خود نه به معنای نفی حق نمایندگان برای تشکیل چنین مجموعه‌ای است و نه دلیلی بر نادرستی آن؛ اما وقتی یک تشکل متشکل از بخشی از نمایندگان، عنوان «نمایندگان ملت مبعوث» را برای خود برمی‌گزیند، پرسش از دامنه و شمول این عنوان اجتناب‌ناپذیر است.

مسئله فقط به نمایندگان محدود نمی‌شود؛ چرا که چنین عنوانی می‌تواند به‌طور ضمنی دوگانه‌ای میان «مردم مبعوث» و «مردم غیرمبعوث» و در ادامه میان «نمایندگان ملت مبعوث» و سایر نمایندگان مجلس ایجاد کند؛ گویی عضویت در یک تشکل، ملاک قرار گرفتن در دایره نمایندگی «ملت مبعوث» است. حال آنکه هیچ مبنایی وجود ندارد که مردم ایران را در چنین دوگانه‌ای قرار دهد و همه نمایندگان مجلس نیز به اعتبار انتخاب شدن از سوی مردم، نمایندگان همان ملت هستند.

اهمیت این مسئله زمانی روشن‌تر می‌شود که به خاستگاه مفهوم «ملت مبعوث» در بیانات رهبران انقلاب توجه کنیم. امام شهید، در ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ و پس از شکست کودتای آمریکایی ـ صهیونیستی دی‌ماه فرمودند: «به توفیق الهی اگر چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله‌ی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.»
پس از آغاز تهاجم دشمن در اسفند ۱۴۰۴ نیز رهبر انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، در پیام ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ با اشاره به حضور گسترده مردم ایران فرمودند: «کدام نیروی مستحکم و اراده‌ی پولادین بود که از سحرگاه دهم اسفند ۱۴۰۴ ملّت ایران را آن‌چنان مبعوث کرد و به میدان آورد…»

از این دو بیان روشن می‌شود که «بعثت ملت» در این ادبیات، مفهومی الهی، ملی و فراگیر است؛ توصیفی از اراده و حضور ملت ایران در یک مقطع تاریخی، نه عنوان یک جریان سیاسی، جناح پارلمانی یا تشکل سازمان‌یافته.
در نتیجه، پرسش اینجاست که آیا می‌توان یک مفهوم الهی و فراگیر درباره کلیت ملت ایران را به عنوان یک تشکل سیاسی ـ پارلمانی اختصاص داد؟

این پرسش زمانی جدی‌تر می‌شود که به اصول حاکم بر خود مجمع مراجعه کنیم. در اصل دوم، از «ملّت جان‌فدا و مبعوث شده» سخن گفته شده و در اصل ششم نیز «تعامل مؤثر با مردم مبعوث شده» و پیگیری مطالبات آنان به‌عنوان یکی از اهداف مجمع تعیین شده است.

از سوی دیگر، ساختار شکل‌گرفته در این مجمع نیز صرفاً یک جمع غیررسمی نیست؛ بلکه دارای مجمع عمومی، عضویت، نامزدهای شورای مرکزی و شورای مرکزی منتخب است. بنابراین، میان مفهوم عام «ملت مبعوث» و یک ساختار مشخص و محدود پارلمانی، نوعی پیوند تشکیلاتی برقرار شده که دست‌کم نیازمند توضیح و تبیین است.

در اینجا باید یک مرزبندی روشن وجود داشته باشد: هیچ ایرادی به اصل تشکیل تشکل‌های نمایندگان وارد نیست.  نمایندگان می‌توانند بر اساس دیدگاه‌ها و اهداف مشترک خود گردهم آیند و فعالیت کنند. محل سؤال، جایی است که یک تشکل خاص، مفهومی متعلق به کلیت ملت را در عنوان و ادبیات تشکیلاتی خود وارد می‌کند و در عین حال بخشی از نمایندگان خارج از آن باقی می‌مانند.

از این منظر، مسئله «نبودن دیگران» نیست؛ مسئله، امکان ایجاد این تصور است که عضویت در یک تشکل، مرزی میان خودی و غیرخودی در نسبت با یک مفهوم فراگیر ملی ایجاد کرده است؛ اما موضوع به همین جا ختم نمی‌شود.

مجمع در اصول هفت‌گانه خود، مأموریت‌هایی بسیار فراتر از یک جمع همفکر پارلمانی برای خود تعریف کرده است؛ از «تحقق مجلس قوی، کارآمد و انقلابی» و صیانت از جایگاه مجلس گرفته تا موضوعات مقاومت، محور مقاومت، تنگه هرمز، مطالبه حقوق ملت از آمریکا، مسائل فرهنگی و اجتماعی، عفاف و حجاب، مبارزه با فساد و حتی تعامل با دولت و سایر ارکان خدمت‌رسان. یعنی این مجمع برای خود، هم درباره عملکرد مجلس مأموریت تعریف کرده، هم درباره مطالبات مردم، هم درباره عملکرد دولت و هم درباره طیف وسیعی از مسائل کلان کشور.

اینجاست که پرسش دوم و مهم‌تری شکل می‌گیرد: مرز میان یک تشکل درون‌پارلمانی و یک جریان سازمان‌یافته برای اثرگذاری بر مجلس و سیاست عمومی کشور کجاست؟

اگر این مجمع صرفاً محلی برای همفکری نمایندگان هم‌نظر است، چرا دامنه مأموریت‌های آن تا این اندازه گسترده تعریف شده است؟ و اگر قرار است به یک جریان سازمان‌یافته برای جهت‌دهی به تصمیمات مجلس و پیگیری مطالبات سیاسی و اجتماعی تبدیل شود، نسبت آن با سازوکارهای موجود در مجلس چیست؟

مجلس شورای اسلامی برای گردهمایی نمایندگان دارای دیدگاه‌های مشترک، از سازوکارهایی مانند فراکسیون‌ها برخوردار است. حال اگر روند «مجمع‌سازی» ادامه پیدا کند و برای هر جریان فکری، موضوع یا گفتمان، مجمعی با عضوگیری، مجمع عمومی، انتخابات داخلی و شورای مرکزی شکل بگیرد، فلسفه وجودی فراکسیون‌ها و سایر سازوکارهای جمعی مجلس چه خواهد شد؟ آیا قرار است برای هر موضوع، یک مجمع و برای هر جریان فکری، یک ساختار مستقل شکل بگیرد؟

تکثیر چنین ساختارهایی می‌تواند به جای تقویت انسجام پارلمانی، به موازی‌سازی تشکیلاتی، چندلایه شدن تصمیم‌گیری و پراکندگی بیشتر در مجلس منجر شود؛ به‌ویژه اگر این مجمع‌ها به تدریج از یک جمع همفکر به شبکه‌هایی برای هدایت و سازماندهی کنش نمایندگان تبدیل شوند.

در نهایت، مسئله اصلی نه حق نمایندگان برای تشکیل مجمع است و نه حتی اختلاف دیدگاه میان اعضاء و غیرعضوها. مسئله، مرزگذاری میان یک تشکل محدود و مفاهیم عام و متعلق به همه ملت و نیز نسبت این تشکل با ساختارهای موجود مجلس است.
«ملت مبعوث» متعلق به یک جناح، فراکسیون یا مجمع نیست؛ ملت مبعوث، ملت ایران است و همه نمایندگان منتخب این ملت نیز نمایندگان همین مردم‌اند.

از این رو، پرسش اساسی این است: «مجمع نمایندگان ملت مبعوث» قرار است صرفاً یک تشکل از نمایندگان همفکر باشد یا در حال تعریف جایگاهی فراتر از یک تشکل پارلمانی برای خود است؟ پاسخ به این پرسش می‌تواند نسبت این مجمع با مفهوم «ملت مبعوث»، سایر نمایندگان مجلس و ساختارهای موجود پارلمان را روشن کند./پایان پیام

لینک کوتاه (کلیک کنید): https://sobhemajles.ir/?p=35544

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *