- با پتانسیل جوانان نسبت به آینده جامعه خوش بین هستم.
- زرتشتیان ایران جایگاه بسیار ویژهای در قلب ما دارند.
- ما با همه وجود برای نقش آنها به عنوان پاسداران سنت های سرزمین مادری دینمان احترام قائلیم.
- پیوند میان جوامع ما فراتر از مرزهای جغرافیایی است.
فزانا یا همان فدراسیون انجمن های زرتشتیان آمریکای شمالی، سازمان و ارگانی فعال و پویا که آدم را از این سر دنیا در ایران دلخوش می کند به اینکه حتی در کانادا و آمریکا هستند کسانی که دغدغه حفظ جامعه ای چند هزار ساله را داشته باشند که اگر از اسب هم بیافتد اما از اصل نه .
سازمانی که البته در پیوند میان زرتشتیان ایران و پارسیان هند، در کنار نو زرتشتیان اروپایی و آمریکایی، میان فرهنک های مختلف از ملل متفاوت، میان نسل جدید و قدیم، میان افراد دو دینی و یا مشتاق به زرتشتیان کار دشواری دارد. اما با این حال آنقدر پویا بوده که آوازه برخی فعالیت هایش به این طرف آبها در ایران هم رسیده از کنگره ها و مراسم آیینی تا برنامه های ورزشی و فرهنگی از ساختن انجمن ها و درمهرها تا آموزش به جوانانی که باید سکان هدایت جامعه زرتشتیان آمریکا را در دست بگیرند. اما در این بین، چه قدر آن ها از حال و روز ما زرتشتیان ایران خبر دارند و چه قدر ما از آنها؟ حلقه مفقوده ارتباطی که می تواند یکی از بزرگترین ایرادهای هردوطرف باشد. بخصوص ما!
ای کاش میشد باهم خیلی از کارها و دغدغه های مشترکمان را پیش میبردیم و حل میکردیم. این بی خبری و راه دور، بزرگترین بهانه گفتگوی برساد با فرنشین این فدراسیون شد. یعنی“کیومرث سیدوا“ رئیس فزانا. گفتگویی که با همت و مهربانی“تانیا هوشی“مسئول ارتباطات فزانا برای ما اتفاق افتاد تا ما بتوانیم بخشی از سوال های خود را از “کیومرث سیدوا به عنوان فرنشین فدراسیون انجمنهای زرتشتیان آمریکای شمالی بپرسیم .
مصاحبه ای که سرشار از اشتراکات زرتشتیان ایران با آمریکا و کانادایی ها و پارسیان با همه تفاوت هاست. قلبی که برای همدیگر می تپد و دغدغه های یکسانی که همه به فکر حل شدنش هستیم. رئیس فزانا در گفتگویش با ما از مهر به ایرانیان و زرتشتیان ایران گفت. نکته جالب این گفتگو تاکید سیدوا بر استفاده از عکس دسته جمعی به جای خودش دراین گفتگو بود چرا که معتقد است آنچه اتفاق می افتد حاصل کار یک تیم است.
*کمی از خودتان برای خوانندگان برساد بگویید؟ چه زمانی وارد فعالیت های جامعه زرتشتی شدید و چه چیزی در این جامعه دیدید که نه تنها به آن پایبند ماندید بلکه فعالیت در آن را هم به صورت مستمر ادامه دادید؟
به این که سالهای بسیاری افتخار خدمت به این جامعه را داشته ام احساس خوشبختی می کنم. مسیر فعالیت های داوطلبانه من در انجمن ها یا گروه های زرتشتی محلی که در آنجا زندگی می کردم آغاز شد. ذوق حضور در این اجتماع من را بر آن داشت تا آن را در سطح پذیرفتن مسئولیت هایی در فدراسیون فزانا ادامه دهم. اما در پاسخ به بخش دوم سوال شما باید بگویم آن چیزی که همواره درباره جامعه مان برایم قابل توجه بوده، این است که چگونه جمعیتی نسبتاً کوچک توانسته است، چنین حس قدرتمندی از مسئولیت متقابل نسبت به ایمان، میراث فرهنگی و دوست داشتن یکدیگر را حفظ کند. همین ترکیب صمیمیت و عشق و هدفمندی است که باعث شده بیش از ۳۵ سال در این جامعه فعال بمانم و اکنون نیز افتخار دارم که به عنوان رئیس FEZANA خدمت کنم.
*اگر بخواهید FEZANA را برای یک زرتشتی در ایران که با ساختار جامعه زرتشتیان آمریکای شمالی آشنایی ندارد توضیح دهید، چگونه آن را توصیف میکنید؟ FEZANA چگونه بین گروههای مختلف زرتشتی با ملیت های مختلف می تواند هماهنگی ایجاد کند و با توجه به تنوع فرهنگهای زرتشتیان در آمریکای شمالی این کار تا چه اندازه دشوار است؟
FEZANA چتری است که انجمنهای زرتشتی ایالات متحده و کانادا را در کنار یکدیگر گرد هم میآورد. در حال حاضر، این فدراسیون شامل ۲۸ انجمن عضو، یک سازمان مجازی و ۱۴ گروه کوچکتر همکار است و نماینده جامعهای متشکل از بیش از ۲۵ هزار زرتشتی در سراسر این نواحی است. البته این را بگویم که ما انجمنهای منفرد را اداره نمیکنیم، هر انجمن در امور محلی خود مستقل و خودگردان باقی میماند. نقش FEZANA ایجاد هماهنگی از طریق کمیتههایی در حوزههای آموزش، انتشارات، سرشماری و جمعیتشناسی، جوانان، روابط بین ادیان و رفاه اجتماعی است و همچنین تلاش میکند صدای مشترکی به ویژه در عرصه های بین ادیانی و بینالمللی برای جامعه ایجاد کند.
همان طور که شما هم اشاره کردید ایجاد هماهنگی میان این تعداد انجمن مستقل و دارای دیدگاه های خاص خود، آسان نیست و نیازمند صبر و ارتباط مستمر است. اما همین موضوع در عین حال یکی از نقاط قوت ما به شمار می آید، زیرا باعث میشود FEZANA بازتاب دهنده جامعه واقعی زرتشتیان باشد، نه اینکه دیدگاه یا ساختاری را بر آن تحمیل کند.
*وضعیت جامعه امروز زرتشتیان آمریکای شمالی را از نظر جمعیت، پراکندگی جغرافیایی و میزان مشارکت در فعالیت های جامعه چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا همانطور که “موبد میرزا“ در یکی از گفتگوهایش اشاره کرد، ، شاهد رشد جامعه زرتشتیان در این بخش هستید؟
همان طور که گفتم بر اساس برآورد ما جمعیت زرتشتیان آمریکای شمالی بیش از ۲۵ هزار نفر است. این جمعیت در چند مرکز عمده مانند منطقه تورنتو ، کریدور نیویورک/نیوجرسی، جنوب کالیفرنیا، شیکاگو، هیوستون و منطقه خلیج سانفرانسیسکو متمرکز است و گروه های کوچکتر اما فعالی نیز در ده ها شهر دیگر حضور دارند. اما در ارتباط با میزان مشارکت آن ها در فعالیت های جامعه باید بگویم که این موضوع بسته به هر انجمن متفاوت است، ولی در مجموع باید گفت که مشارکت کلی جامعه به ویژه در زمینه آیینهای دینی، برنامههای جوانان و رویدادهای فرهنگی مطلوب و امید بخش است.
در مورد رشد جامعه ما با یک وضعیت ترکیبی مواجه هستیم. مانند بسیاری از جوامع مذهبی کوچک، ما مخاطراتی مانند فشارهای جمعیت شناختی بلندمدتی همچون نرخ پایین زاد و ولد و کاهش مشارکت نسلهای بعدی را باید در نظر بگیریم و برای عبور از آن همگی در کنار هم باشیم و بکوشیم. اما در مجموع من جامعه خود را جامعهای میدانم که در حال تحول است و در برخی مناطق نیز این رشد قابل مشاهده است، اما حفظ این رشد جمعیتی و تحول، موضوعی است که ما دائماً درباره آن فکر میکنیم و باید هم فکر کنیم.
* جامعه شما در آنجا برای حفظ ارتباط با زرتشتیان نسل دوم و سوم و جوانان و کودکانش چه اقداماتی انجام میدهد؟
بدون شک این موضوع یکی از اولویتهای اصلی ماست. انجمن ها، کلاس های آموزش دینی، اردوهای جوانان و جشنهای نوروز و گهنبار را برگزار میکنند که بهطور ویژه جوانترها را هدف قرار میدهند.
ZYNA که بخش ویژه جوانان ماست، به همین منظور فعالیتهای مختلفی برگزار میکند و همانطور که احتمالا در جریان باشید همچنین هر دو سال یکبار کنگره جهانی جوانان زرتشتی را برگزار میکند که جوانان را از سراسر آمریکای شمالی و همچنین از نقاط مختلف جهان گرد هم میآورد.
ما همچنین در زمینه انتشار مطالب، محتوای دیجیتال و شبکههای اجتماعی سرمایهگذاری هایی کردیم تا دین و تاریخ زرتشتی را با زبان و قالبی دیگر در دسترس نسلهای جوان قرار دهیم، زبانی و قالبی که این نسل واقعاً از آن استفاده میکنند و بیشتر مورد توجه قرار می دهد. هدف ما در قبال این نسل فقط حفظ آیینها و مراسم زرتشتی نیست، بلکه کمک به جوانان برای ایجاد احساس تعلق و مالکیت واقعی نسبت به جامعه ای است که به آن تعلق دارند ، بهگونهای که مشارکت آنها نه از روی وظیفه و اجبار به ارث برسد، بلکه از روی ارتباط و تعلق قلبی انتخاب شود.
*به نظرتان مهمترین تفاوتهای جامعه زرتشتیان آمریکای شمالی با جوامع زرتشتی در ایران و هند چیست؟
بارزترین تفاوت، شرایط و زمینه اجتماعی آنهاست، زرتشتیان ایران و هند جوامعی بومی و چند نسلی هستند که ریشه در سرزمینهای مشخصی دارند، در حالی که در آمریکای شمالی، ما تقریباً بهطور کامل جامعهای متشکل از مهاجران و نسلهای پس از آنها هستیم که در پهنه جغرافیایی بسیار گستردهای پراکندهاند و مرکز واحدی ندارند.
در مورد جوانان و ZYNA در فزانا صحبت کردید این گروه تا چه اندازه در تصمیمگیریها و فعالیتها مشارکت دارند؟
ZYNA نقش فعالی برای فزانا و جامعه زرتشتیان آمریکای شمالی ایفا میکند. نمایندگان آن در ساختار کمیتههای FEZANA و مباحث مجمع عمومی سالانه مشارکت دارند و آن ها بهطور فزایندهای خود وارد نقش های رهبری و مسئولیت در انجمنهای زرتشتی و فدراسیون میشوند.
فعالیت ها از کنگره جهانی جوانان زرتشتی و گردهمایی های منطقهای گرفته تا پروژههای مسئولیت های اجتماعی، رویدادهای شبکه سازی حرفهای و برنامههای آموزش دینی را شامل میشود، برنامه هایی که عمدتاً توسط جوانان و برای جوانان طراحی و اجرا میشوند. ما این موضوع را برای آینده و هدایت جامعه امری اجتناب ناپذیر می دانیم، زیرا باید از همین حالا مسئولیتهای واقعی را به جوانان بسپاریم، نه اینکه فقط در آینده یک صندلی بر سر میز تصمیمگیری داشته باشند. آن ها باید از اکنون تا بزرگسالی همه ویژگی های این جامعه را به خوبی بشناسند تا بهتر آن را درک کنند و برایش قدم بردارند.
*ازدواج میان جوانان زرتشتی تا چه اندازه برای جامعه آنجا یک دغدغه است؟
با توجه به جمعیت کم ما و چالش عملی پیدا کردن شریک زندگی در چنین جامعه محدودی، این موضوعی است که بسیاری از خانوادهها و انجمنها درباره آن فکر میکنند ولی من آن را «بحران» نمینامم، اما بدون تردید یک دغدغه واقعی و آشکار است که ارتباط نزدیکی با مسائل پایداری جمعیتی و تداوم هویت دارد، مسائلی که جوامع کوچک در طول تاریخ همواره مجبور بودهاند با آنها مواجه شوند.
آیا جوانان زرتشتی معمولاً درون جامعه ازدواج میکنند یا ازدواج بینادیانی رایجتر شده است؟
ازدواج بینادیانی طی دهههای اخیر، بهویژه در میان نسل دوم و سوم که در آمریکای شمالی بزرگ شدهاند، به میزان قابل توجهی رایجتر شده است. این موضوع با روندهای گستردهتر در میان جوامع مهاجر و اقلیتهای مذهبی نیز همخوانی دارد. اما این الزاما به معنای خروج از دین و جامعه برای ما محسوب نمیشود چرا که بسیاری از آنها پیوندهایشان را با دین و جامعه شان حفظ میکنند. ترجیحات افراد و خانوادهها با یکدیگر متفاوت است و FEZANA موضعی مبنی بر اینکه زرتشتیان این ناحیه باید در مورد انتخاب شخصی خود برای ازدواج چه تصمیمی بگیرند، اتخاذ نمیکند. تمرکز ما بر این است که صرفنظر از انتخاب افراد، مسیرهای قدرتمندی برای حفظ ارتباط خانوادههای هردو طرف با جامعه وجود داشته باشد.
برای آنکه جوانان زرتشتی دختر و پسر بیشتر بایکدیگر آشنا شوند چه برنامه هایی دارید؟
چندین انجمن و گروه وابسته به FEZANA رویدادهای اجتماعی و شبکه سازی را به طور ویژه با همین هدف برگزار میکنند از جمله گردهمایی های جوانان، اردوها، کنگره جهانی جوانان زرتشتی و گرد همایی های منطقهای که همزمان با جشنها و مناسبت های مهم برگزار می شوند. البته طبیعتا باید بگویم این برنامه ها به معنای همسریابی یا معرفی برای ازدواج تعریف نمیشوند، اما ایجاد ارتباط اجتماعی و حرفهای میان جوانان زرتشتی، یک مزیت جانبی شناختهشده است که جامعه برای آن ارزش قائل است و فعالانه از آن نیز حمایت میکند.
*به نظرتان ازدواجهای بینفرهنگی و بینادیانی در آینده چه تأثیری میتواند بر هویت و جمعیت جامعه داشته باشد؟
احتمالاً برای پاسخ به این سوال شما باید در جست و جوی این باشیم که این ازدواج ها همچنان به بازتعریف اینکه چه کسانی و چگونه خود را بخشی از جامعه میدانند، وابسته خواهد بود. از یک سو، این موضوع چالشی واقعی برای رشد جمعیتی و برخی سنتهای مربوط به هویت دینی ایجاد میکند. از سوی دیگر، بسیاری از خانوادههای بینادیانی همچنان ارتباط عمیقی با FEZANA و انجمنهای محلی خود دارند و فرزندان آنها نیز اغلب بهجای اینکه از جامعه جدا شوند، در فضایی دوفرهنگی رشد میکنند.
*بنابراین FEZANA چه برنامههایی برای حفظ ارتباط فرزندان خانوادههای بینادیانی با فرهنگ و جامعه زرتشتی دارد؟
برنامههای آموزش دینی و برنامههای جوانان ما عموماً برای فرزندان خانوادههای بینادیانی نیز هست و ما با آغوش باز پذیرای آنها هستیم ، بسیاری از انجمن ها آگاهانه تلاش کردهاند بهجای اینکه مرزهای سخت و مشخصی درباره شرایط عضویت یا حضور آنها ایجاد کنند آنها را بهطور کامل در زندگی اجتماعی، جشنها و آموزشهای جامعه مشارکت دهند.
* جامعه زرتشتیان را ۲۰ سال دیگر چگونه تصور میکنید؟
از ته قلبم دوست دارم جامعهای را ببینم که نه فقط از نظر تعداد، بلکه از نظر قدرت و استحکام نهادها و ارگان های خودش هم رشد کرده باشد، درمهرها و مراکز اجتماعی برخوردار از منابع کافی در شهرهای بیشتری داشته باشد، نسل جوانی پویا و بااعتمادبهنفس در جایگاه های رهبری حضور داشته باشد و ارتباطات عمیقتری هم در داخل آمریکای شمالی و هم با جوامع زرتشتی در سراسر جهان برقرار شود.
بیش از هر چیز، امیدوارم جامعه ما همچنان بر اساس ارزش های اصلی خود تعریف شود؛ یعنی اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک، فارغ از اینکه جمعیت یا پراکندگی جغرافیایی ما در آینده چگونه تغییر کند.
* زرتشتیان ایرانی ساکن آمریکا و کانادا تا چه اندازه در زندگی جامعه زرتشتیان آمریکای شمالی مشارکت دارند؟
اتفاقا زرتشتیان ایرانیتبار از جمله اعضای فعال فدراسیون ما هستند. در بسیاری از انجمن های ما و همچنین خود هدایت FEZANA، تعداد قابل توجهی زرتشتی ایرانیتبار هستند و سنتها و مناسبتهای تقویمی ایرانی نیز بخش جداییناپذیر زندگی جامعه زرتشتیان در سراسر آمریکای شمالی است.
اگر بخواهید یک پیام برای زرتشتیان ایران بفرستید، آن پیام چیست؟
اینکه بدانند آنها جایگاه بسیار ویژهای در قلب ما دارند، پیوند میان جوامع ما فراتر از مرزهای جغرافیایی است و ما با همه وجود برای نقش آنها به عنوان پاسداران سنتهای سرزمین مادری دینمان احترام قائلیم. ما از نظر معنوی و دلی در کنار آنها هستیم.
* زرتشتیان داخل ایران چه چیزی میتوانند از تجربه جامعه زرتشتیان آمریکای شمالی بیاموزند؟
شاید این نکته که چگونه یک جامعه می تواند حتی بدون تمرکز جغرافیایی، از طریق کمیته ها، انتشارات، برنامههای جوانان و سرمایهگذاری هدفمند روی نسل آینده، نهاد های قدرتمند و احساس هویت مشترک ایجاد کند.
*آمریکاییها و کاناداییها معمولاً چه تصویری از زرتشتیان دارند و این تصویر چه تفاوتی با واقعیت دارد؟
بیشتر افرادی که برای نخستین بار با نام زرتشتی مواجه میشوند، یا اصلاً چیزی درباره آن نشنیدهاند یا آن را فقط به طور مبهم با تاریخ ایران باستان، یعنی امپراتوری ایران، رمان «چنین گفت زرتشت» اثر نیچه، یا جامعه پارسیان هند از طریق چهرههایی مانند فردی مرکوری (خواننده معروف بین المللی ) میشناسند.
افراد کمی از آمریکایی ها میدانند علاوه بر تمام این ها، زرتشتیان امروزه دینی زنده و فعال دارند و یک جامعه پویا، مدرن و از نظر حرفهای موفق در همین آمریکای شمالی دارند. بخشی از نقش FEZANA صرفاً افزایش همین آگاهی اولیه است، اینکه زرتشتی بودن یک دین ادامهدار و زنده است، نه یک میراث تاریخی متعلق به گذشته یا گروهی محدود در یک کشور خاص.
* به نظرتان در حال حاضر بزرگترین چالش پیش روی جامعه زرتشتیان چیست و بزرگترین فرصتی که ما باید از آن استفاده کنیم چه طور؟
بزرگترین چالش، پایداری و حفظ این جامعه است، یعنی حفظ جمعیت و قدرت نهادهای خود با توجه به اندازه کوچک جامعه و فشارهای جمعیت شناختی که ما به عنوان یک اقلیت داریم. اما بزرگترین فرصت استعداد و انرژی نسل جوان ماست. نسلی تحصیلکرده، علاقه مند به مشارکت و تعامل و البته رو به رشد که بیش از پیش وارد جایگاه های رهبری و هدایت جامعه میشود. اگر بتوانیم این انرژی و پتانسیل خودمان را به سمت ایجاد نهاد های قدرتمند و مشارکت واقعی و فراگیر هدایت کنیم، نسبت به آینده این جامعه بسیار خوشبین هستم.
* پس از سالها فعالیت و حضور در این جامعه، شخصاً چه چیزی از جامعه زرتشتیان دریافت کرده و گرفته اید و فکر میکنید در قبالش چه چیزی به این جامعه بازگرداندید؟ یا افزودید؟
من نسبت به این جامعه در قالب دوستیها، استادان و راهنمایان و یک جامعه دینی که نگاه من به جهان را شکل داده است احساس عمیقی از تعلق و هدفمندی گرفته ام. در مقابل آن همواره تلاشم این بوده تا دینم را نیز به آن به هر شکل ممکنی که شده ادا کنم. من مدیون این جامعه ام هستم و سعی کردم این ادای دین را از طریق ۳۵ سال فعالیت داوطلبانه و خدمت در جایگاهها و مسئولیت های مختلف آن انجام دهم، تا بخشی از آنچه را که دریافت کردهام به جامعه بازگردانم، از جمله در نقشی که اکنون با افتخار به عنوان رئیس چنین جامعه پویا و آیندهنگری بر عهده دارم. هدف من همواره این بوده است که جامعه را قویتر، پر افتخارتر و منسجمتر از زمانی که آن را تحویل گرفتم، به نسل بعد بسپارم.
